04 تیر 1398 ساعت 05:10

اشاره: در بررسی و ارزیابی بخش افق سند الگو، به نظر می‌رسد که مهم‌ترین مرجع، بیانیه گام دوم انقلاب است که در بهمن‌ماه سال گذشته توسط مقام معظم رهبری دام‌ظله ارائه گردید. بیانیه گام دوم را می‌توان یکی از مهم‌ترین بیانیه‌های دوره معاصر علمای شیعه قلمداد کرد که حاوی مطالب بسیار مهمی در خصوص «مقیاس»، «مرحله‌بندی»، «شاخصه‌ها»، «عرصه‌‌ها» و «وضعیت کنونی» حرکت انقلاب اسلامی در درگیری تمدنی با تمدن غربی است...


حجت‌الاسلام والمسلمین علی محمدی ریاست مؤسسه علوم نوین اسلامی (معنا) و عضو شورای فکری ستاد حوزوی تعمیق و توسعه مشارکت در بررسی و ارتقا سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت. در نوشتار به‌عنوان «چهار ملاحظه درباره بررسی عمیق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت توسط حوزه‌های علمیه» پرداخته‌اند که در وب سایت افق حوزه منتشره گردیده و در ادامه این نوشتار بازنشر شده است.

 

**حجت‌الاسلام والمسلمین علی محمدی:
در اهمیت سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت سخن بسیار گفته شده است و البته تا ادای حق مطلب راه بسیار است. مقام معظم رهبری، در ابلاغیه سند الگوی پیشرفت در تاریخ 22 مهرماه 1397 مرقوم داشتند: «این سند اهم مبانی و آرمان‌های پیشرفت را تدوین کرده و افق مطلوب کشور را در پنج دهه آینده ترسیم و تدابیر مؤثر برای نیل به آن را طراحی کرده است که با تحقق آن‌که کاری عظیم و دشوار، اما ممکن و شیرین است کشور راه پیشرفت را خواهد پیمود و طلیعه مبارک تمدن نوین اسلامی ایرانی در زیست بوم ایران رُخ خواهد نمود. ان‌شاءالله».

ایشان در بند پنج همین ابلاغیه دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه و صاحب‌نظران را دعوت به مشارکت در ارتقای سند نمودند و درخواست کردند با بررسی عمیق و ارائه پیشنهاد‌های مشخص، زمینه ارتقای سند در ترسیم هدف و مسیر پیشرفت کشور را فراهم آورند. به نظر می‌رسد که بتوان اقدامات حوزه علمیه در مواجهه با سند را به سه دسته «گفتمان‌سازی برای ایجاد عزم و اراده ملی»، «بررسی عمیق به منظور ارتقای محتوای سند» و «مشارکت و نظارت در انعکاس این سند، در تمامی عرصه‌های تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی از جمله اسناد بالادستی» صورت‌بندی کرد.

این نوشته به بیان چهار نکته در خصوص بهینه عملکرد حوزه علمیه درباره «بررسی عمیق به منظور ارتقای محتوای سند» اختصاص دارد:

1. این سند مهم‌ترین سند راهبردی انقلاب اسلامی است و به تعبیر مقام معظم رهبری در اولین نشست راهبردی قرار است که حرکت آینده انقلاب اسلامی را ریل‌گذاری نماید و از حرکت‌های بی‌هدف و زیگزاگی جلوگیری نماید. لذا اگر حوزه علمیه بخواهد در حرکت کلی انقلاب اسلامی در نیل به تمدن اسلامی نقش‌آفرینی نماید و اسلامیت آن را تضمین نماید، محملی بهتر از سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت پیدا نخواهد کرد. ولی باید توجه کرد که معمولاً حوزه علمیه علی‌رغم ظرفیت‌ها و صلاحیت‌های علمی بسیار بالا، به مثابه یک سازمان علمی عمل نمی‌کند و همین موجب می‌گردد که نقطه نظرات اندیشمندان حوزوی به‌صورت پراکنده؛ ناهمگن، غیرمتوازن و بعضاً متعارض انتشار یابد. این وضعیت در مواردی مانند سندنویسی‌های ملی که نیازمند اتفاق و اجماع جامعه علمی است، موجب می‌گردد که اثربخشی نقطه نظرات حوزویان به‌شدت کاهش یابد و تا حد زیادی یکدیگر را خنثی نماید. از این‌رو حوزه علمیه اگر به‌دنبال ارتقاء سطح عقلانیت و اسلامیت سند الگوی پیشنهادی است، ناگزیر است رفتاری سازمان یافته‌تر در عرصه‌ علم داشته باشد تا بتواند در عین جلب مشارکت علمی اندیشمندان و نخبگان خود، خروجی فکری آن‌ها را به نحوی تنظیم نماید که دارای حداکثر جامعیت، مانعیت و انسجام علمی باشد. تحقق این امر موجب می‌شود پیشنهادات حوزه‌های علمیه امکان ایجاد یک موازنه علمی با عقلانیت پشتیبان سند الگوی پیشنهادی را داشته باشد. امید است که «ستاد حوزوی تعمیق و توسعه مشارکت در ارتقای سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» که به دستور آیت‌الله اعرافی دامت برکاته تشکیل شده است، بتواند این کار خطیر را به انجام رساند.

2. از فرمایشات مسئولین مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بر می‌آید که پیش‌نویس بخش مبانی و آرمان را مراکز و شخصیت‌های حوزوی و هم‌زمان پیش‌نویس بخش افق و تدابیر را نیز مراکز و شخصیت‌های دانشگاهی نگاشته‌اند و سپس در جلساتی این دو پیش‌نویس به تعبیر یکی از مسئولین مرکز الگو، به هم خورانده شده‌اند.

این شیوه نگارش همان آسیبی را دارد که بسیاری از سندنگاری‌های کشور بدان دچار است و آن، ارتباط حداقلی بخش-های فرادست (افق و تدابیر) با بخش‌های فرودست (مبانی و آرمان) است. این گسست از آن رو برای ما حوزویان حائز اهمیت است که به‌صورت طبیعی عمده وقت و انرژی خود در بررسی سند را به بخش مبانی و نهایت آرمان معطوف می‌کنیم و تلاش می‌کنیم بنیان‌‌ها و مبانی را مستحکم و غیرقابل خدشه پی‌ریزی کنیم، در حالی‌ که بخش‌های الزام‌آور و حقوقی سند، بخش تدابیر آن است که از خاستگاهی غیر از مبانی مندرج در سند برآمده است. توجه به این نکته، مستلزم آن است که در بررسی تدابیر به‌عنوان مثال تدابیر اقتصادی توجه نماییم که می‌بایست همزمان پرسش از «مبانی تدابیر اقتصادی»، «آرمان تدابیر اقتصادی»، «رسالت تدابیر اقتصادی» و «افق تدابیر اقتصادی» در دستور ملاحظه و مداقه قرار گیرد تا اگر «تدابیر»، مبتنی بر مبانی و آرمان و رسالت و افق صدر سند الگو نگارش نشده است، آشکار گردد.

3. علاوه بر تمهیدی که در بند فوق برای ملاحظه نسبت تدابیر سند با مبانی و آرمان آن گفته شد، به نظر می‌رسد که شروع از بررسی «بخش افق» می‌تواند تا حد زیادی روشن‌کننده میزان انسجام و اتصال «بخش مبانی و آرمان» با «بخش تدابیر» باشد. خصوصیت بخش افق این است که مبتنی بر مبانی و آرمان، می‌بایست تصویری از وضعیت قابل تحقق انقلاب اسلامی در پنجاه سال آینده ارائه دهد؛ تصویری که می‌توان از آن، «مقیاس» و «شاخصه‌های پیشرفت» مدنظر طراحان سند را به راحتی اصطیاد نمود. بخش افق بیانگر وجه وحدت و وضعیت یکپارچه‌ پنجاه سال جامعه ایرانی، در ذهنیت طراحان سند الگوی پیشرفت اسلامی ایران است از طرفی حاوی محتوای زمان و مکان‌‌دار شده‌ بخش مبانی و آرمان است و هم حاکم و هماهنگ‌کننده‌ بخش تدابیر قلمداد می‌گردد. توجه به نقش کانونی «افق» و جایگزینی آن در نقطه شروع به جای مبانی، می‌تواند از هدر رفتن تلاش‌های فکری حوزه علمیه در بررسی عمیق سند جلوگیری کند.

4. در بررسی و ارزیابی بخش افق سند الگو، به نظر می‌رسد که مهم‌ترین مرجع، بیانیه گام دوم انقلاب است که در بهمن‌ماه سال گذشته توسط مقام معظم رهبری دام ظله ارائه گردید. بیانیه گام دوم را می‌توان یکی از مهم‌ترین بیانیه‌های دوره معاصر علمای شیعه قلمداد کرد که حاوی مطالب بسیار مهمی در خصوص «مقیاس»، «مرحله‌بندی»، «شاخصه‌ها»، «عرصه‌‌ها» و «وضعیت کنونی» حرکت انقلاب اسلامی در درگیری تمدنی با تمدن غربی است. اصل قرار گرفتن بیانیه دوم در بررسی سند الگو، علاوه بر ارتقای افق و تعمیق ذهنیت حوزویان در بررسی سند، می‌تواند به‌عنوان مرجع و پایگاهی واحد موجب هم‌آهنگی و بر هم‌افزایی بیشتر دیدگاه‌ها شود.

بالای صفحه